برو فردا مال تو
سلام بازم میدونم خیلی دیر اومدم اما ایندفعه برای نوشتن خاطراتم نیومدم به خواهش داداش توفان گلم که گفت کارمو ادامه بدم اومدم البته خودمم این کارو دوست دارم.
خودتون میدونین که تابستونه و فعلا دانشگاه تعطیل اما زبان عمومی رو برای ترم تابستون گرفتم که اونم پشیمونم.
![]()
![]()

ما را باش خيال مي کرديم هميشه يکي را داريم يکي که به وقت گريه سر روی شانه هاش بذاريم. ما را باش خيال مي کرديم که يکي به فکرمان هست ميان اين همه وحشت توي اين کوچه بن بست. ما را باش دل به کي بستيم چشم به راه کي نشستيم. ما که واسه خاطر تو قرق ماه را شکستيم وقتي خورشيد حقيقت از خواب قصه برآشفت تازه فهميدم چه آسان چشم تو به من دروغ گفت. هاج و واج رد نگاتو به گلاي قالي دوختي بگو اون همه عشقو به چه قيمتي فروختي؟ تو به فکر من نبودي توي گرگ و ميش مهتاب

خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته ، بی کمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد خدا کند ، که نفرین نمی کنم نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد...