سلام خوبین؟ بازم این دو کلمه ی همیشگی مثل اینکه هنوزم هیچ فرقی باگذشته ها نکردم هرچندکه یه سال دیگه هم بزرگتر شدم امسال بیست ساله شدم چه زود گذشت راستی سال نو هم مبارک ببخشید که دیرشد اما بالاخره تبریک گفتم امروز نمیدونم چرادوباره دلم هوس آپ کردن کرد بعداین همه مدت بیاد گذشته دلم برای وبلاکم تنگ شده خیلی زیاد امروز که دوباره میخوام برگردم دانشگاه تعطیلات هم چه زودگذشت امسال تعطیلاتش خیلی کسل کننده بود.منم میشم مثل خودت

راستی داره یادم میره یه خبری بهتون بدم دوتا کوچولوی دیگه هم به خانوادمون اضافه شدن غزل کوچولو دخترداداش فرزاد وکیمیا کوچولو خواهرامید از بس گفت من خواهر میخوام نه برادر بالاخره خواهردار شدالبته خودش یه شیطونی شده که همتا نداره بعضی موافع حرف حالیش نیست اعصاب آدمو بهم میریزه بعضی مواقع هم اینقدر آرومه وباحرفهاش آدمو متعجب میکنه که این امید دیوونه چندلحظه قبل هستش یانه البته این دوتا کوچولوها باگریه کردناشون مخ هممونو خوردن(بزرگ میشین یادمون میرهغزل 20بهمن به دنیااومدوشبیه باباش هست و کیمیا کوچولو23 اسفند امروز فقط منوسحرداریم میریم بچه های دیگه گتن نمیایم امابدشانسی این یکی کلاس ما اجباری شده مریم هم امسال نوروز همراه خواهرش برای تعطیلات رفتن دبی شبی که میخواست بره رفتم دیدنش اما دیگه بعدازاون خبری ازش ندارم.

دیگه چیزی یادم نمیاد بنویسم فعلا برم وسایلمو آماده کنم که میخوام برم نمیدونم دوباره کی بیام آپ کنم میدونم من اصلابهتون سرنزدم اما شما به دیدنم بیاین خوشحالم می کنین مرسی موفق باشین تا یه آپ دیگه که نمیدونم کی باشه خدانگهدار.

 

من نشاني
از تو ندارم اما
نشاني ام را براي تو
مي نويسم: درعصرهاي
انتظار،به حوالي بي کسي
قدم بگذار! خيابان غربت را
پيـــــــــــدا کـــــــــــن و وارد
کوچه پس کوچه هاي تنهايي شـو
كلبـــه ي غريبــــــــي ام را پيدا کن،
کنـــاربيـــد مجـــــــنون خـــــزان زده
و کنارمرداب آرزوهـــاي زنـــــدگي ام!
درکلبه را باز کن و به ســـراغ بغـــــض
خيــــــــــــــــــــــس پنجــــــــــــــــره برو!
حريــــر غمــــــــش را کنــــار بـــزن!
مـــــــــــرا مي يــــــــــــــابي