سلام اگه ميخواين حال منو بدونين خودمم نميدونم خوبم يا نه خيلي وقت بود كه اين حالت سرگردوني به سراغم نيومده بود اما نميدونم چرا بازاينجوري شدم دوباره احساس خستگي مي كنم بيهودگي، دلتنگي،دلشوره دلم اشوبه دلتنگ كي نميدونم دلم ميخواد گريه كنم اما نميدونم چرا حتي از اشك ريختن هم فراري شدم ميدونم كه اين احساس چند ساعت يا دقيقه طول نميكشه اصلا چرا به سراغم مياد ولش كنيد دلم براي گره كردن تنگ است كجاست مادر كجاست گهواره من

چند لحظه قبل به مريم زنگ زدم اول با روبينا صحبت كردم وبعد هم مريم اما مگه اين روبينا ميذاره كه كسي حرف ميزنه از بس چرت وپرت ميگه مي خواستند عيادت زن داييشون منم حوصلم سر رفته هيچكس خونه نيست اول خواستم به چندتا ازبچه ها زنگ بزنم صحبت كنم مي بينم كه حوصله شو ندارم الانم ميرم با كتاب يا تلويزيون خودمو سرگرم كنم نمي دونم چرا شب اينقدر طولاني شدهخوب من ديگه دست از حرافي بردارم وبرم خداحافظ


آن هنگام که حرف دل نگوفته ام را در تاریکی شب به آسمان گفتم . آسمان ماه را پنهان نمود ابری شد و در تاریکی مطلق گریست......

ببينين چقدر دلتنگه دلتون براش نميسوزه؟

در دل من چيزي است، مثل يك بيشه ي نور ، مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم ، كه دلم مي خواهد
بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر كوه.
دور ها آوايي است ، كه مرا مي خواند.